العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
5
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
حضرت سؤال مىكردند ، و حضرت هم پاسخ آنان را مىدادند و آنها را ارشاد مىنمودند . بطور قطع و يقين در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله تعدادى از ياران و نزديكان آن جناب مكتوباتى در حديث داشتهاند كه از رسول خدا شنيده بودند ، و از آنها استفاده مىكردند ، اين جريان تا هنگام وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله ادامه داشت ، رسول اكرم از كتابت حديث و نقل آن منع نكرده است . از طرف ديگر مخالفان و منافقان هم دست به كار شدند و رواياتى از زبان رسول خدا جعل كردند و در ميان مردم منتشر ساختند ، على عليه السّلام در يكى از خطبههاى نهج البلاغه مىفرمايد : در عصر رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله اخبار و احاديثى به نام آن جناب ساخته شد و در ميان مردم پخش گرديد و موجبات اضطراب را پديد آورد . در اين هنگام پيامبر گرامى در برابر مسلمانان قرار گرفتند و فرمودند : هر كس بر من دروغ بندد و اخبارى به من نسبت دهد كه من آنها را نگفتهام خداوند جايگاه او را پر از آتش خواهد كرد ، و از عذاب خداوند رهائى پيدا نخواهد نمود ، اى مردم از فتنه و فساد دست باز داريد و از جعل اخبار خوددارى كنيد . ممانعت از نقل حديث نخستين كسى كه از نقل حديث و روايت ممانعت كرد و گفت : « حسبنا كتاب الله » خليفه دوم عمر بن خطاب بود ، هنگامى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله در بستر بيمارى بودند فرمودند : كاغذ و دواتى بياوريد تا براى شما وصيتى بنويسم كه بعد از من گمراه نگرديد ، خليفه دوم در مجلس حاضر بود و گفت : اين مرد حواسش جمع نيست كتاب خدا ما را كفايت مىكند ، بار ديگر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله سخنان خود را تكرار كردند ، عمر نيز سخن خود را تكرار نمود ، در اين هنگام در مجلس سر و صدا شد ، پيامبر هم ناراحت گرديد و از وصيتى كه مىخواست انجام دهد منصرف شد .